شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
62
مجمع الاحكام ( فارسى )
بر روى ، و پيوسته ابرو باشد ، مويش خوب بود خاصه گيسو « 1 » ، سليمدل ، با مردمان آميزنده و به خوى ايشان برآينده و با « 2 » پادشاهان پادشاه طبع ، و بسيار سخن و فراموشكار و بددل بود و از خويش پنهان نتواند داشت . دوست دارد كه مردمان او را ثنا گويند . با مردمان بسيار گستاخى كند و به نزديك ايشان عزيز و گرامى باشد . خوشدل و شادمان بود ، بيشتر همت و انديشه او در كار مردمان بود و خواهد كه با مردمان دوستى ظاهر كند و بسيار انديشه و تأمل بود عقلش قوى نباشد ، دروغ بسيار گويد و سخنچين . در كار معاش و تدبير بدن و فراخ كردن طعام بر مردمان انديشه كند و عنايت نمايد . بر « 3 » نكاح كردن حريص بود اما مجامعت اندك كند ، در كارها سبك باشد چنان كه همه كارها را شايسته و اهل بود ، بسيار بيمار شود خاصه از جنس بيماريها ( ى ) « 4 » مقعد و گرده « 5 » و آماسها كه از جاى به جاى رود و جراحتهاى بد كه ناسور گردد و مضرتها كه از دارو خوردن تولد كند ، و جمله بيماريها كه از بسيار رطوبت و تباهشدن پديد آيد . و دلالت دارد بر هر دينى كه غالب بود بر پادشاهان و مردمان با قدر و جاه و از اوان و عوام ، و زنان آبستن و توانگرانى كه معروف و مشهور باشند ، و بر اخبار و رسالت و وكالت و محاسبت و نفقه « 6 » در دين و شرع و علم طب و هندسه و علوم علوى و تقدير كردن آبها و زمينها و موى ستردن و طعام فروختن و انگشترين سيمين و كنيزكان و جادوان و گريختگان و الله اعلم .
--> ( 1 ) . م . كيسوها . ( 2 ) . م . بر پادشاهان . ( 3 ) . م . بز . ( 4 ) . م . ى ندارد . ( 5 ) . د . گردهها . ( 6 ) . م . نففه ، د . تفقه .